« بهمن 1386 | صفحه اصلی | فروردین 1387 »

29 اسفند 1386 9:36 بֽظֽ

پست آخر 86

سلام
این پست آخر تو سال 86 می باشد ...
اینجا که تو اهواز از نعمت ADSL در خانه محرومیم و به همت مخابرات فقط Dial UP با سرعت پائین در حد زیر خط فقر موجود می باشد در منزل ما ، لطفا دوباره شماره گیری نفرمائید ...
خلاصه الان از دفتر آتلیه گرافیک خودمان در اهواز هستیم و به عنوان یک عدد کافی نت با سرعت نسبتا خوب آن را مورد استفاده قرار دادهایم و مشعوف می گردیم که این پست آخر رو با این ادبیات من درآوردی که به هیچ کدام از ممالک شرق تا غرب نسبتی پیدا نمی کند را به رشته "تحریر یا گلاسه 135 یا کتان یا کلن کاغذ فانتزی" (مختص دوستان اهل چاپ)درآورده و به دوستان خود بگوئیم بعد از رادیو فردا در روز عید از برنامه های خوب شبکه های مختلف تلویزیونی استفاده کنند تا از تبلیغات زیبای آن و میان تبلیغات کوتاه لذن ببرند ...
آره خلاصه الان به سرعت تایپ می کنم تا با سرعت بیشتر به خانه برگردیم و در شهر نباشیم و بعد از شنیدن پارازیت هایی از تلویزیون به ایران صبح بخیر و سلام بگوئیم و در کنار خانواده و در کانون گرم تبلیغات نه خانواده سالی جدید و پر انرژی رو شروع کنیم .....
و از همین جا به همه تازه شده طبیعت و گردش فصول رو تبریک می گم ، ان شاءالله که شما هم بتونید عوض بشید ... بهتر از این باشید یعنی اون چیزی که می خواین باشین و انرژی بگیرین از طبیعت نو ...
و دعا کنیم همه به چیزهایی که می خوان برسن .. خدا همه مریض ها رو شفا بده و به همه کمک کنه ... هیچ کسی رو بی جواب نذاره و با عظمت و بزرگیش به همه چیزی صفا و صمیمیت بده
امیدوارم .....
از این بحثا که بگذریم سخن دوست خوش تر است پس یه زنگ به دوستتون بزنید و پس از لاغر یا چاق سلامتی از او دلجویی نموده به خاطر آن دعوای مسخره عذرخواهی بنومائید و سالی نیک و نیکو و دوستان رو براش آرزو کنین تا در کنار حاچ زنبور عسل با مادرش به خوبی و خوشی یک سال دیگه رو بگذرونند و ......
خوب من سعی می کنم کمتر کارتون ببینم و به یاد شخصیت های کارتون ها باشم و تا سالی دیگه با دستی پر از پست های +++++++ در خدمت باشم ...

سالی خوب و پربرکت
عید پر نور

یا حق

پ . ن : عکس دم دست نبود این پست یه عکس می طلبید .... شاید فردا اضافه کردم
پ. ن 2: این 86 هم تموم شد .... چقدر فراز و نشیب داشت .... چی بودددددد امسال ......
پ. ن3: خدا خیلی چاکریم ......................................

25 اسفند 1386 2:37 قֽظֽ

درسی که از زندگی یک بزرگتر گرفتم

وقتی تمام زندگی ات صرف چشاندن چیزهای خوشمزه به دیگران شود، روزی می رسد که می بینی خودت مدتهاست هیچ نچشیده ای ، هیچ نپخته ای و طعم ها را فراموش کرده ای.

کسرا نوشته بود

خیلی عالی بود .... خیلی حال کردم .... مرسی کسرا

20 اسفند 1386 11:59 بֽظֽ

Relax. If You Can تبلیغات خلاق ...

دوست عزیزم آقای خلخالی که این روزها زحمت های زیادی بشون دادیم برام ایمیل کرده بودن .....
کارای خیلی زیبایی هستن ..... حرفی نمی زنم ، ببینید و لذت ببرید ...
ممنون از آقای خلخالی

امشب خدا رو شکر کردم .... Thanks GOD

سلام
ده روز مونده به پایان 86 به پایان تمام خوب و بدی های 86
امشب هم مثل همیشست ... بازهم سر میزند تنهایی ساعت 4 بامداد دوشنبه 20 اسفند 1386
آره .. با هاش رفیقم این روزا ولی نیستش .. ندارمشو نمی دونم کجاست
نمی خواستم تو رو تو گمترین آرزوهام ببینم، تو گیر و دار "ای بابا" دیگه دلی می مونه..... نه دیگه این دل واسه ما دل نمیشه

امشب خدا رو شکر کردم .. خدا روشکر کردم که جای خیلی ها نیستم
خیلی بده که تو جایگاهی باشی که همه ازت تنفر داشته باشن والکی نشون بدن که تو خوبی فقط و فقط به خاطر نیازشون .... خیلی دردآوره ... ای تف به این دنیایی که باید خیلی چیزات رو زیر پا بزاری به خاطر رسیدن به یه چیزایی دیگه و گاهی اوقات از سر نیاز.....
وقتی بعضی ها رو می بینم دلم می گیره .. حالم از خودم بهم می خوره ، ولی بازم خدا رو شکر که من میفهمم و این ها رو می دونم ، یکی از آرزوهام اینه که به کسی بدی نکنم ، حق کسی رو نخورم و کسی رو کوچیک نشمرم ...
کسی رو تمسخر نکنم ، تضعیف نکنم و یا از موقعیتم استفاده نکنم ، دلم به درد میاد از این آدمهای به ظاهر آدم ....
داغون میشم از تزویر و ریا از دورویی از اینکه فکر کنی که زرنگی و طرفت ابله ، از اینکه ظلم بکنی ، از اینکه خودت رو به زنی به کوچه علی چپ و از اینکه .............
امشب پر و خالی شدم ، امشب قدم زدم .. حرف زدم ، داد زدم ، فریاد زدم و دمشون گرم خوب همراهیم کردن هردو نفری که همیشه با من هستن هم اونی که بام قدم می زد هم اونی که پشت سرم بود....
چه حالی دادن امشب
اصلا چه شب خوبی بود ... چه چیزایی فهمیدم، چقدر بزرگ شدم ، کوچیک شدم و تغییر کردم
چقدر خوب که امشب بود
چقدر خوب که یکی باشه که حرفت رو بفهمه ....
قدر خوب که من فردا میخوام سبک باشم
چقدر خوب که من همه ی آدم ها رو دوست دارم و چقدر خوب که همیشه شادی همه رو خواستم و تلاشم رو کردم ....
برای اونایی که باید دعا بکنم ، دعا می کنم و از شما هم می خوام که براشون دعا بکنیی


میون باور و تردید میون عشق ومعما
با تو هرنفس غنیمت با تو هر لحظه یه دنیا
با تو پر شور و نشاطم تو هیاهوی نگاتم
تو یه آغاز قشنگی من تو آهنگ صداتم
مثل خنده رو لباتم مثل اشک تو گونهاتم
تو رو می بوسم و انگار شاعر شعر چشماتم .....
بیا گل واژه عشق رو با تو هم صدا بخونم
تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد با تو بمونم .....


مرسی معین که بعضی کارهاش فوق العاده هستن .....

چقدر پراکنده نوشتم .. ولی خودم می دونم اینا همه به هم ربط داره .. همه از یه جا منشا میشه
"" امیدوارم شمارش بی معنی و معکوس 10 تا 1 تا آخر 86 براتون لحظه لحظه خاطره ی خوش باشه ....و از همه چیز لذت ببرید ... فعلا رخصت ""


پ . ن :
... این عکس رو سریع از تو آرشیو انتخاب کردم ولی حرفام رو می زنه ...
دونفر از یک جنس در حال قدم زدن ... و در پشت یکی از جنس دیگر در .... و ...
... تشکر ویژه از چند تا دوست عزیزی که امشب تا ساعتی پیش خوشحالم کردن و اونایی که نگران بودن و من درست جوابشون رو ندادم
... معذرت خواهی واقعی از استاد عزیز زبانم که برا امتحانش آماده نشدم ولی خیلی دوستش دارم
... سلام مخصوص به مادر عزیزم که از همین جا می بوسمش ....

18 اسفند 1386 3:56 بֽظֽ

MAKE A RELAX!!

اینم یه پوستر پیشنهادی برای بانک ملی ایران ......
100 سال بعد احتمالا بانک ملی ایران چنین تبلیغاتی خواهد ساخت، من امیدوارم و از همین الان دست به کار طراحی پوستر شدم....
شما هم که شاهد هستین .... 100 سال دیگه چنین طرحی چاپ کرد بدونین من یه زمانی طراحی کرده بودم و نوه هام احتمالا اون موقع دادنش به بانک ..... :)
توضیح :
این رو همه مستحضر هستید که از قدیم پیشینیان ما به گذاشتن پول زیر رختخواب و توی بالشت و .... شدیداً اعتقاد داشتند و این پوستر با کنایه به اون امر طراحی شده ....

خنده (LAUGHING)

این عکس خیلی برام جالب بود ...
نمی دونم به چه منظور و دیدگاهی گرفته شده ولی من اینجوری دوست دارم برداشت کنم که " خنده بر هر درد بی درمان دواست " و نشون میده که یه دلقک ( که باعث خنده می شه ) می تونه کار یک پزشک تمام عیار رو انجام بده ...
یه عکس فوق العاده برای تبلیغات فرهنگی .. کاش می شد تو ایران از این کارا کرد ... کاش یکی متولی این کارها بود... ولی خوبه که شما این رو خوندی و دیدی ....
واقعا عکس خوب و قشنگیه ...
مرسی عکاس

16 اسفند 1386 11:24 بֽظֽ

بازاریابی پارتيزاني یا Guerrilla Marketing

از مفاهیم** جالب توجه در بازاریابی، بازاریابی پارتيزاني یا Guerrilla Marketing است. Levin son در سال۱۹۸۲در کتاب خود بازاریابی پارتيزاني را چنین تعریف می کند:

بازاریابی پارتيزاني یک روش خلاف عرف برای انجام فعالیتهای تبلیغاتی و ترفیعی با بودجه اندک است. چنین فعالیتهای تبلیغی اغلب به شکلی طراحی می شوند که گروه هدف آنها بی خبر از این نکته هستند که آنها هدف بازاریابی هستند و شاید بتوان گفت که از انواع بازاریابی مخفی و زیر پوستی (!) است.
بازاریابی پارتيزاني، درست مانند جنگهای پارتیزانی، یک روش خلاف عرف برای انجام فعالیتهای تبلیغاتی و ترفیعی با بودجه اندک است. چنین فعالیتهای تبلیغی اغلب به شکلی طراحی می شوند که گروه هدف آنها بی خبر از این نکته هستند که آنها هدف بازاریابی هستند و شاید بتوان گفت یکی از انواع بازاریابی مخفی است.

در این کتاب اصول زیر به عنوان مبانی بازاريابی پارتيزاني معرفی شده اند:

۱- بازاریابی پارتيزاني برای کسب و کارهای کوچک مناسب است.

۲- مهمترین سرمایه گذاری بازاریابی به جای پول، باید زمان، انرژی و ابتکار باشد.

۳- به جای تمرکز بر جذب مشتریان جدید، هدف باید تعامل بیشتر (دیدگاه هابرماسی) با مشتریان موجود باشد.

۴- از تکنولوژی جدید برای قدرتمند کردن بازاریابی استفاده کند.

به عنوان مثال در برنامه بازاریابی براي سايت فروش الكترونيكي ebay در بلژيك، برچسب‌هاي تبليغاتي تحت عنوان : « به ebay منتقل شد » بر روي شيشه چندين فروشگاه خالي در بروكسل چسبانده شد. اينكار شايد تأثيرگذارترين حس را در بازديدكنندگان اين تبليغات ايجاد كرد. حس اينكه ديگر براي خريد نيازي به خروج از خانه نيست و همه مبادلات در دنياي ديگري به نام اينترنت در حال انجام است.

مورد دیگری از بازاریابی پارتیزانی سرو صدای زیادی راه انداخت. ماجرا از این قرار بود که دو مدل عروسکی از شخصیت های کارتون معروف (ATHF) از طرف پلیس اشتباها به جای بمب گرفته شدند! در جریان این قضیه پلیس هزینه زیادی را بابت خنثی کردن بمب های فرضی، بستن معابر و مترو ها و ... در بوستون آمریکا متحمل شد. ظاهرا این کار برای معروفیت سریال ATHF انجام شد. اگر به طور معمول برای اینکار و تبلیغات استفاده می شد بیش از 2 میلیون دلار لازم بود. با روش فوق احتمالا کمتر از 200 دلار خرج شده است.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به اینجا در سایت ویکی پدیا مراجعه کنید.
با تشکر از منبع عزیز

9 اسفند 1386 11:43 بֽظֽ

این روزها

این روزها تعطیلم ...........
آخرین پستم مربوط به 1 هفته پیش همین موقعه می شه .. این روزها خستم ... کارام زیاده ... مشکلات هم زیادتر....
اصلان نتونستم پست بدم ...
خدایی من تا بیام به روزنگاری برسم سالها می گذره ... تا من بخوام برنامه هام رو ردیف کنم...
خلاصه شرمنده ی همه ی دوستانی که احیانان سر می زنن بم و من رو مورد لطف قرار می دن ...
امیدوارم هفته های آینده بتونم بیشتر اینجا باشم ....
یکم از این به بهبه ی عید که نمی دونم برا چیه .. این ترافیک های بی معنی این هیاهوی بی ارزش .. این تکاپوی بی نتیجه بگذره ... ما هم بتونیم به حال و اوضاع خودمون برگردیم.....


یا علی

3 اسفند 1386 2:19 قֽظֽ

هادی جان تولدت مبارک

سلام هادی جان
این پست رو به هادی عزیزم ( عکسش تواین پست بود ) تقدیم می کنم که امشب 24 سال شد.
یکی از عزیزتزین موجودات روی زمین که افتخار دوستیش از طریق حسین نصیب من شد....
واقعا نمی تونم بگم این انسان چقدر پاک و دوست داشتنیه .....
الان می دونم خوابه و خواب های خوب می بینه ..... امشب هم به افتخار اون بعد از یک هفته ی بسیار پر دردسر شب خوبی رو داشتیم ....
خوبه که آدما بتونن خاطره های خوب از خودشون باقی بذارن ... و جاودانه بشن ....
و هادی تونسته این کار رو به خوبی انجام بده ...
مرسی هادی ... دوستت دارم


لینکهای روزانه

در فید این سايت عضو شوید

نیرو گرفته از:مووبل تایپ فارسی
میزبانی:برنا هاست