این روزها
این روزها تعطیلم ...........
آخرین پستم مربوط به 1 هفته پیش همین موقعه می شه .. این روزها خستم ... کارام زیاده ... مشکلات هم زیادتر....
اصلان نتونستم پست بدم ...
خدایی من تا بیام به روزنگاری برسم سالها می گذره ... تا من بخوام برنامه هام رو ردیف کنم...
خلاصه شرمنده ی همه ی دوستانی که احیانان سر می زنن بم و من رو مورد لطف قرار می دن ...
امیدوارم هفته های آینده بتونم بیشتر اینجا باشم ....
یکم از این به بهبه ی عید که نمی دونم برا چیه .. این ترافیک های بی معنی این هیاهوی بی ارزش .. این تکاپوی بی نتیجه بگذره ... ما هم بتونیم به حال و اوضاع خودمون برگردیم.....
یا علی




نظرات
سلام پدرام عزیزم
ممنونم از همراهیت. امیدوارم بیشتر از این حضورت رو احساس کنم.
تا بعد...
نوشته توسط: فرید | 10 اسفند 1386 0:41 قֽظֽ
خب خسته نباشی.
نوشته توسط: پریسا | 10 اسفند 1386 11:31 بֽظֽ
حرفات من و ياد اين ابيات انداخت :
گر شما را غفلت و آلايش است پيش ما هم رحمت و بخشايش است
لوح دوران شد تهى از نقش حق اى تو دفتردار برگردان ورق
نوشته توسط: حسون | 12 اسفند 1386 0:29 بֽظֽ
جناب آقاي فياضان !
گاهي اوقات وقتي من هم ساعتها پشت ترافيك بي دليل مي مونم احساس مي كنم كه اين عيد چه معني داره ولي انگار بد هم نيست ! تازه شدن ! ديدن سالي يكبار اقوام و...
به هر حال اميدوارم كه بهتر بشيد و در ضمن من هنوز منتظر طرح شما هستم ! يادتون نرفته كه بهم قول داديد كه برام طراحي كنيد ؟
نوشته توسط: مهرنوش | 13 اسفند 1386 10:12 قֽظֽ
سلام
امیدوارم فقط مثل خیلی ها که اول کار زیاد می نویسند و بعد دلسرد می شن نشده باشی.و با شروع سال جدید دوره جدیدی از نویسندگی را با روحیه بیشتر شروع کنی.
نوشته توسط: مجتبی محمدیان | 13 اسفند 1386 10:10 بֽظֽ