
سلام
ده روز مونده به پایان 86 به پایان تمام خوب و بدی های 86
امشب هم مثل همیشست ... بازهم سر میزند تنهایی ساعت 4 بامداد دوشنبه 20 اسفند 1386
آره .. با هاش رفیقم این روزا ولی نیستش .. ندارمشو نمی دونم کجاست
نمی خواستم تو رو تو گمترین آرزوهام ببینم، تو گیر و دار "ای بابا" دیگه دلی می مونه..... نه دیگه این دل واسه ما دل نمیشه
امشب خدا رو شکر کردم .. خدا روشکر کردم که جای خیلی ها نیستم
خیلی بده که تو جایگاهی باشی که همه ازت تنفر داشته باشن والکی نشون بدن که تو خوبی فقط و فقط به خاطر نیازشون .... خیلی دردآوره ... ای تف به این دنیایی که باید خیلی چیزات رو زیر پا بزاری به خاطر رسیدن به یه چیزایی دیگه و گاهی اوقات از سر نیاز.....
وقتی بعضی ها رو می بینم دلم می گیره .. حالم از خودم بهم می خوره ، ولی بازم خدا رو شکر که من میفهمم و این ها رو می دونم ، یکی از آرزوهام اینه که به کسی بدی نکنم ، حق کسی رو نخورم و کسی رو کوچیک نشمرم ...
کسی رو تمسخر نکنم ، تضعیف نکنم و یا از موقعیتم استفاده نکنم ، دلم به درد میاد از این آدمهای به ظاهر آدم ....
داغون میشم از تزویر و ریا از دورویی از اینکه فکر کنی که زرنگی و طرفت ابله ، از اینکه ظلم بکنی ، از اینکه خودت رو به زنی به کوچه علی چپ و از اینکه .............
امشب پر و خالی شدم ، امشب قدم زدم .. حرف زدم ، داد زدم ، فریاد زدم و دمشون گرم خوب همراهیم کردن هردو نفری که همیشه با من هستن هم اونی که بام قدم می زد هم اونی که پشت سرم بود....
چه حالی دادن امشب
اصلا چه شب خوبی بود ... چه چیزایی فهمیدم، چقدر بزرگ شدم ، کوچیک شدم و تغییر کردم
چقدر خوب که امشب بود
چقدر خوب که یکی باشه که حرفت رو بفهمه ....
قدر خوب که من فردا میخوام سبک باشم
چقدر خوب که من همه ی آدم ها رو دوست دارم و چقدر خوب که همیشه شادی همه رو خواستم و تلاشم رو کردم ....
برای اونایی که باید دعا بکنم ، دعا می کنم و از شما هم می خوام که براشون دعا بکنیی
میون باور و تردید میون عشق ومعما
با تو هرنفس غنیمت با تو هر لحظه یه دنیا
با تو پر شور و نشاطم تو هیاهوی نگاتم
تو یه آغاز قشنگی من تو آهنگ صداتم
مثل خنده رو لباتم مثل اشک تو گونهاتم
تو رو می بوسم و انگار شاعر شعر چشماتم .....
بیا گل واژه عشق رو با تو هم صدا بخونم
تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد با تو بمونم .....
ادامه مطلب "امشب خدا رو شکر کردم .... Thanks GOD" »