صفحه اصلی

8 اسفند 1388

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود... مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.

یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو.

گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده؟

* گلدشتین یه اسم فامیل معروف یهودیه

8 بهمن 1388

4_th_immc_baner.jpg

"چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی " 2 و 3 اسفند ماه 1388 در سالن همایش های رازی برگزار می گردد.

برنامه‌ها و ويژگي‌هاي كنفرانس
* ارايه 10 عنوان كارگاه آموزشي مبتني بر نياز مخاطبان كنفرانس در زمينه مسائل بازاريابي توسط صاحبنظران داخلي بين المللي
* ارايه بيش از 10 عنوان تجربه‌ عملي از بكارگيري مفاهيم بازاريابي در شركت‌هاي ايراني توسط مديران اين شركت‌ها
* اريه 30 مقاله برتر مديريت بازاريابي
* سخنراني اساتيد و صاحبنظران داخلي و بين الملل
* ارايه مطالب آموزشي متنوع در 3 سالن به صورت موازي با امكان ترجمه همزمان
* نمايشگاه توانمندي شركتهاي برتر در حوزه تبليغات و بازاريابي
* دريافت گواهينامه آموزشي معتبر براي شركت‌كنندگان
* اهداي بسته آموزشي كامل كنفرانس به تمام شركت‌كنندگان در كنفرانس
جهت کسب اطلاعات بیشتر ، دریافت فرم ثبت نام و ... می توانید از آدرس اینترنتی زیر و یا شماره تلفن دبیرخانه استفاده نمائید.
وب سایت : www.irmmc.com
تلفن دبیرخانه : 88342900

ادامه مطلب "چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی" »

23 دی 1388

Kim-Woo-choong-Baner.jpg
“در طول جنگ میان دو کره من به همراه خانواده ام از سئول خارج شده و به عنوان آوارگان جنگی در تااگو اقامت کردیم. برادران بزرگترم مشغول خدمت در ارتش بودند و پدرم را هم قبلاً ربوده و به کره شمالی برده بودند. تنها چهارده سال داشتم که ناچار به تامین مخارج زندگی خانواده ام شدم. در بی نظمی های زمان جنگ کار مناسبی برای کسی به سن و سال من یافت نمی شد، اما با خوش اقبالی، یکی از شاگردان پیشین پدرم در دفتر روزنامه ای کار می کرد و او کمک کرد تا من شغل روزنامه فروشی را آغاز کنم. من اغلب روزنامه ها را در فروشگاه هایی که در مرکز خرید شلوغ پانچون در تااگو بودند به فروش می رساندم. همین که روزنامه ها در اختیار من قرار می گرفت، بلافاصله به طرف بازار می دویدم، زیرا اگر در میان مسیر وقتم را برای فروش چند روزنامه به عابرین تلف مـــــی کردم، در آن صورت شانس فروش روزنامه در بازار پانچون و روزنامه فروشی های دیگر را از دست می دادم. بنابراین من در آغاز هر روز نخستین روزنامه فروش فرز و چابک بازار بودم، اما باز هم نمی توانستم تمام بازار را در محدوده ی خود حفظ کنم، زیرا همین که در آغاز بازار شروع به فروش روزنامه ها می کردم، زمان زیادی را برای بازگرداندن بقیه ی پول کسبه صرف می کردم و طی این دقایق با ارزش، فروشنده های دیگر به من رسیده، پیشی گرفته و سریعاً بقیه ی بازار را قبضه می کردند.
من برای سیر کردن شکم خانواده ام، حداقل می بایست صد روزنامه در روز به فروش می رساندم. مادر و برادر کوچکترم همواره با نگرانی در منزل منتظر بودند، بنابراین برای اینکه بتوانم کلیه روزنامه ها را به فروش برسانم ناچار بودم کارهای جدیدی ابداع کنم و برای همین، هر روز مقدار زیادی پول خرد به همراه می بردم و بقیه پول خریداران را میان روزنامه می گذاشتم و به درون مغازه پرتاب می کردم و با شتاب پول را از مغازه دار گرفته، با عجله به طرف مشتری بعدی می رفتم. به این ترتیب به تدریج توانستم دو سوم از بازار را به دست بگیرم. اما با همه این راه ها هنوز هم دیگر فروشندگان به من می رسیدند.
باید شیوه ی خود را تغییر می دادم و همین کار را هم کردم. در این شیوه ی جدید هنگامی که به بازار می رسیدم با سرعت بالا یک روزنامه به درون مغازه پرت می کردم و و در مسیر بازگشت و با وقت کافی پول روزنامه ها را از مغازه داران پس می گرفتم؛ به این ترتیب هیچ کدام از روزنامه فروش های دیگر قادر به رسیدن به من نبودند و البته همه سر وقت و در همان روز پول روزنـامه ها را پرداخت نمی کردند، اما به این طریـق تـمام روزنامه هـایم را به فـروش مـی رساندم و در عرض چند روز طلب خود را پس می گرفتم. بعد از گذشت دو ماه، روزنامه فروش های دیگر تقریباً از فروش روزنامه در بازار منصرف شده و بعد از آن من تمام بازار را در قبضه خود گرفتم. به عقیده خودم، بعد از این تجربه آموختم که همیشه با تلاش خود می توانم بر اوضاع چیره شوم.”


زندگی “وو چونگ کیم” مدیر موفق شرکت دوو
برگرفته از وبلاگ شمشاد

پ . ن :
این کتاب رو هم از همین بزرگمرد بخونید لذت بخشه : " سنگ فرش هر خیابان از طلاست "

22 آذر 1388

who-is-adidas-sign.jpg

علامت کنونی آدیداس شاید امروزه برای کسی نا آشنا نباشد. نام و علامتی که هرکسی را نا خداگاه بیاد ورزش می اندازد.اما اینکه این علامت و نام چه مفهومی دارد و از کجا آمده برای اکثر ما سئوال است.
نام آدیداس امروزه نه فقط برای ورزشکاران و علاقمندان به ورزش، بلکه برای اشخاص دیگر به عنوان استاندارد کیفیت لباس و تجهیزات ورزشی شناخته می شود.

آدیداس کیست؟

در سال 1920 آدولف داسلر (Adolf Dassler) جوان بیست ساله آلمانی شروع به ساخت کفشهای ورزشی کرد و سعی کرد که کفشهای زیبا و با کیفیت را تولید کند. پس از استقبال خوب و شناخته شدن محصولات او، آدولف به فکر ثبت شرکت و پیدا کردن نامی برای محصولات خود افتاد. چون خانواده و دوستان او را آدی (Adi) صدا می کردند او از کلمه Adi و سه کلمه از نام خانوادگی خود استفاده کرد، و نام Adidas را برای شرکت و محصولات خود برگزید.

او همچنین برای محصولات خود که در آن زمان فقط کفش های ورزشی بودند، لوگویی را طراحی کرد. شرکت آدیداس و لوگوی آن در سال 1948 به ثبت رسیدند. چندی بعد او به فکر گسترش شرکت خود افتاد و همچنین محصولات خود را فقط به ارایه کفش ورزشی احاطه نکرد. لباسها و گرمکن های ورزشی نیز به محصولات آدیداس اضافه شدند. سپس آدیداس تجهیزات ورزشی مانند توپ و راکت نیز تولید کرد.

با گسترش محصولات آدیداس، آدولف داسلر علامت جدیدی برای شرکت و محصولات خود انتخاب کرد. این علامت از شکل کلی کفش گرفته شده بود. علامت جدید دارای سه نوار – از کوتاه به بلند – بود. چون آدولف نام آدیداس را از کلمه اول نام کوچک و سه کلمه نام بزرگ خود برگزیده بود، پس انتخاب تعداد سه نوار نیز همین ایده را برای او همراه داشت.

آدی داسلر سعی کرد که از طراحان باسلیقه و حرفه ای لباس استفاده کند. کیفیت و زیبایی همیشه شعار او و همکارانش بود.

در سال 1972 آدی و همکارانش به این نتیجه رسیدند که تغییری را در لوگوی آدیداس انجام دهند. چون همان سال مسابقات المپیک در شهر مونیخ برگزار می شد، آنها از المپیک ایده گرفتند. در این لوگوی جدید سه برگ - که نشانه سه قاره شرکت کننده در المپیک بود – در کنار هم قرار گرفتند. سه خط نیز در پایین این برگها عبور می کرد.

یک سال بعد آدیداس علامت خود و آرم سه نوار را ثبت بین المللی کرد. آدولف داسلر در سن 78 سالگی یعنی در سال 1978 درگذشت و سهام این شرکت برای پسر و خانواده اش ماند. اما در سال 1989 خانواده داسلر از شرکت بیرون رفتند و آدیداس به شرکتی ''سهامی عام'' تبدیل شد.

در سال 1997 آدیداس شرکت Solomon Group را خرید و با آن شرکت یکی شد. Solomon Group وسایل و تجهیزات اسکی و کوهنوردی تولید می کرد. با خرید این شرکت، نام Adidas به Adidas-Solomon تغییر پیدا کرد .

منبع : سایت یک دوست

16 مهر 1388

چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی
چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی که میعادگاه فکری، علمی و تجربی اندیشمندان، کارشناسان، فعالان و علاقمندان حوزه بازاریابی و فروش است، 2 و 3 اسفندماه سال جاری توسط گروه پژوهشی صنعتی آریانا و همکاری دانشکده های مدیریت کشور، در سالن همایشهای رازی برگزار خواهد شد.
علاقه مندان می توانند نتایج فعالیت های پژوهشی خویش را در قالب مقالات علمی بر طبق فرمت اعلام شده کنفرانس حداکثر تا تاریخ 10 آبان از طریق سایت کنفرانس ارسال نمایند. لازم به ذکر است دبیر علمی این کنفرانس جناب آقای دکتر محمود محمدیان می باشند.
برای کسب اطلاعات بیشتر و شرایط ثبت نام می توانید به سایت کنفرانس (www.irmmc.com) مراجعه نمایید و یا با شماره 88342900 تماس حاصل نمایید.

2 شهریور 1388

Colo-in-ad-market.jpg
برای کالاهای تجاری خود از چه رنگ‌هایی استفاده کرده‌اید؟ دلیل شما برای این انتخاب چه بوده است؟ آیا تنها بر مبنای سلیقه‌ی شخصی‌تان انتخابشان کرده‌اید یا یک پیام خاص تجاری در ذهنتان دارید؟
در حالی که برای جلب توجه مشتری پرداختن به شکل ظاهری کالا بسیار مهم است, انتخاب رنگ نیز می‌تواند پیام خاصی را به ذهنشان متبادر کند. آیا مطمئنید که از پیغام نهفته در پس آن رنگ‌آمیزی آگاهی دارید؟
اگر هنگام طراحی کالاهای تجاری خود روان‌شناسی رنگ را در نظر بگیرید و از آن بهره ببرید, کار عاقلانه‌ای کرده‌اید. هیچ فرقی نمی‌کند که از کارت بازرگانی, بروشور, وب سایت, پوستر یا چیزهای دیگر استفاده می‌کنید, مهم آن است که در انتخاب رنگ بسیار دقت کنید. رنگ‌ها نه تنها ظاهر کالا را زیبا‌تر جلوه می‌دهند, بلکه بر عملکرد و رفتار ما نیز تأثیر می‌گذارند. بنابراین بهتر است آگاه باشیم که رنگ مورد استفاده‌ما بر مخاطب چه تأثیری می‌گذارد.

ادامه مطلب "اثر رنگ در بازاریابی و تبلیغات" »

4 دی 1387

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ....
لبخند بزنید

28 آذر 1387

من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟
من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟
استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.
من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام.

پ . ن :
در بازار و بازاریابی دقت در روابط ، احترام به افراد ، توجه به محیط و ارزش گذاردن به اطرافیان بسیار مهم و کلیدی است.
ممنون از هانیه که این مطلب رو برام ایمیل کرده بود .

3 آبان 1387

روند زندگی شهری و حرکت چرخشی برای همه چیز و شاید هیچ
پ.ن: با تشکر از دوست خوبم " اشتراک ایده ای جدید"

7 مهر 1387

وقتی یك آگهی تبلیغاتی را می نویسم، نمی خواهم بگویید كه آن را خلاقانه می بینید، بلكه دوست دارم آن را آنقدر جالب بیابید كه محصول مورد نظر را بخرید....

● چه نوع تبلیغی موجب فروش می شود؟
وقتی یك آگهی تبلیغاتی را می نویسم، نمی خواهم بگویید كه آن را خلاقانه می بینید، بلكه دوست دارم آن را آنقدر جالب بیابید كه محصول موردنظر را بخرید. وقتی اسكینیز سخنرانی می كرد، مردم می گفتند: "چقدر خوب سخنرانی میكند"اما وقتی كه دموستنس سخنرانی می كرد، آنها می گفتند: "بیاید در برابر فیلیپ بایستیم."
در كتابم با عنوان اعترافات یك مرد تبلیغاتچی كه در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، داستان چگونگی پیدایش شركت اگیلوی و ماثر و اصولی را كه موفقیت اولیه ما بر آن مبتنی بود بیان كردم. آنچه كه زمانی چیزی بیش از یك بوتیك تبلیغاتی مبتكر در نیویورك نبود بعدها تبدیل به یكی از چهار شركت بزرگ تبلیغاتی در جهان با ۱۴۰ شعبه در ۴۰ كشور جهان شد. اصول ما به نظر كارا بود.
اما من اینك پیرتر از آنم كه یك مجلهٔ فرانسوی مرا به عنوان تنها بازمانده از گروه مردانی كه به ظن آنها در خدمت انقلاب صنعتی بوده اند در كنار آدام اسمیت، ادیسون، كارل ماركس، راكفلر، فورد و كینز قرار دهد. آیا سن زیاد، از كیفیت كار من برای نوشتن درباره تبلیغات در دنیای امروز می كاهد؟ یا برعكس، این امر به من كمك میكند تا حقایق جاودانی تبلیغات را از روش های گذرای آن جدا كنم؟

ادامه مطلب "چه نوع تبلیغی موجب فروش می شود؟" »

4 شهریور 1387

PHILIP_KOTLER.jpg
فيليپ كاتلر (PHILIP KOTLER) در سال 1931 در شيكاگو متولد شد. ليسانس را از دانشگاه دي پل، فوق ليسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شيكاگو، دكتري را در همان رشته از MIT و فوق دكتري رياضي را از هاروارد و فوق دكتري علم و فناوري را از دانشگاه شيكاگو اخذ كرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاريابي بين المللي دانشگاه نورث وسترن است. اين دانشگاه از اولين مراكزي بود كه در آن بازاريابي تدريس مي شد. نام كاتلر با واژه بازاريابي عجين شده است. او را بي هيچ ترديد پدر بازاريابي مي خوانند.
از دهه 1970 كه انديشه بازاريابي پس از دو دهه دوران شكوفايي اقتصادي در غرب و همزمان با ركود ناشي از شوك نفتي و مسائل اقتصادي مطرح و به رسميت شناخته شد، نام او بيش از ديگران در اين زمينه به گوش خورده است. كارنامه پررنگ و بار او در زمينه بازاريابي منحصر به فرد است.

ادامه مطلب "انديشه هاي فيليپ كاتلر" »

26 مرداد 1387

Phone_marketing.jpg
این هم یک مقاله خوب در زمینه بازاریابی تلفنی از استاد پرويز درگي تقدیم به همه دوستداران مارکتینگ
چكيده
طبق تحقيقات به عمل آمده، با رقابتي تر شدن كسب و كارها، اهميت ارتباط موثر با مشتريان نيز بيشتر مي شود در اين فضا از بين شيوه هاي مختلف ارتباط با مشتري نظير تبليغات، روابط عمومي، فروش شخصي، پيشبرد فروش و بازاريابي مستقيم، شيوه هاي ارتباط دوطرفه نظير فروش شخصي و بازاريابي مستقيم موثرتر خواهند بود، و علت آن هم تعامل دوطرفه اي است كه بين بنگاه اقتصادي و مشتريان صورت مي گيرد. در اين ارتباط، علاوه بر اينكه بنگاه اقتصادي در شناساندن خويش به مشتري تلاش مي كند تا بتواند تقاضاي او را به سمت بنگاه سوق دهد، فرصتي فراهم مي شود تا صداي مشتري را نيز بشنود كه نتايج آن براي رقبا و گسترش كسب و كار حائزاهميت است به طوري كه بنگاه مي تواند مشتري را بشناسد و نياز او را بداند و در راستاي كسب رضايت مشتري با نگرش برد دوجانبه حركت كند. يكي از راههاي بازاريابي مستقيم، بــازاريابي تلفني است كه بهره گيري صحيح از تلفن علاوه بر نكات پيش گفته در راستاي مديريت زمان نيز به بازاريابان در دنياي شلوغ و پيچيده امروزي كمك مي كند. در اين مقاله به بازاريابي تلفني و مهارتهاي لازم براي نيل به موفقيت درمذاكرات تلفني پرداخته شده است.

ادامه مطلب "اصول بازاريابي تلفني" »

6 مرداد 1387

اندر احوالات تبلیغ بانک ملی

کم کم دارم به این نکته پی میبرم که دور و برمون چه چیزای شاهکاری وجود داره و ما بی خبریم!
امروز تبلیغ اینترنت بانکِ بانک ملی رو دیدم واقعا مو به تنم سیخ شد که اینهمه استعداد کجا بودن تا حالا!؟ بعد از ثانیه های اولیه که گوینده مشغول گوفتن جملاتی در رابطه با عصر تکنولوژی و سرعت هست می رسیم به قسمت اصلی تبلیغ.

تصویر طبق معمول یه دست و یه موس و یه مانیتور نشون میده و زوم میشه روی مانیتور، اولین نکته استفاده از فایرفاکس هست، یعنی نمایش دهنده ایی که اینترنت بانک ملی رو باز کرده فایرفاکس هست حالا شما با فایرفاکس برید به اینترنت بانک ملی سری بزنید تا نکته ی اول رو متوجه بشید.
نکته ی بعدی اینه که این فایرفاکس قصه ی ما تولبار گوگل رو هم درون خودش داره، حالا آقای گوینده یه چیزی در مورد چک کردن حساب ها میگه و دوربین به شکل ناجوانمردانه ای روی موس زوم میکنه و بدتر از اون (!) آقای کاربر روی دکمه ی اسپل چک گوگل تولبار کلیک میکنه که واقعا نمیدونم این حرکت یعنی چی!؟
اینها رو توی یه نگاه کوتاه فهمیدم، احتمالا یه بار دیگه نگاهش کنم به اندازه ی یه دیوان ازش مشکل بکشم بیرون، البته از بانکی که قبلا همچین شاهکاری رو خلق کرده و رئیس موزه ی لوور شخصا برای بردن این شاهکار به موزه به ایران (تهران - سعادت آباد) اومدن هیچ چیز بعید نیست!

ادامه مطلب "اندر احوالات تبلیغ بانک ملی" »

28 تیر 1387

در شرایط تجاری كنونی، بازاریابی امری ضروری است. هرچند در صورتیكه روش مناسبی برای بازاریابی انتخاب نکنید به جای سودمند بودن، می تواند زیانبار باشد. با دوری کردن از این اشتباهات رایج و معمول، از دامهای بزرگ بازاریابی دوری گزینید:
۱) نداشتن خرید(buy in)؛ مجریان، مدیران و كارمندانی كه بازاریابی را باور ندارند، به طور جدی میتوانند زیان آور باشند و تمامی مراحل را تحت الشعاع قرار دهند. خرید (inbuy ) را با روشن كردن اهداف و مراحل عملیات بازاریابیتان به دست آورید.
۲) ترس؛ شركتها در برخورد با بازاریابی بیشتر دچار ترسی مبهم و نامحسوس میشوند. آنها نه از خود بازاریابی، كه از احتمال شكستشان در بازاریابی واهمه دارند. این ترس حتا میتواند آنان را از آغاز و ادامه ی كار باز دارد. هنگامی كه عملیات بازاریابیتان را راه اندازی می كنید، از اینكه بارها و بارها زمین بخورید و موفق نشوید، ترسی نداشته باشید.

ادامه مطلب "۱۰ اشتباه فاحش در بازاریابی" »

16 اسفند 1386

از مفاهیم** جالب توجه در بازاریابی، بازاریابی پارتيزاني یا Guerrilla Marketing است. Levin son در سال۱۹۸۲در کتاب خود بازاریابی پارتيزاني را چنین تعریف می کند:

بازاریابی پارتيزاني یک روش خلاف عرف برای انجام فعالیتهای تبلیغاتی و ترفیعی با بودجه اندک است. چنین فعالیتهای تبلیغی اغلب به شکلی طراحی می شوند که گروه هدف آنها بی خبر از این نکته هستند که آنها هدف بازاریابی هستند و شاید بتوان گفت که از انواع بازاریابی مخفی و زیر پوستی (!) است.
بازاریابی پارتيزاني، درست مانند جنگهای پارتیزانی، یک روش خلاف عرف برای انجام فعالیتهای تبلیغاتی و ترفیعی با بودجه اندک است. چنین فعالیتهای تبلیغی اغلب به شکلی طراحی می شوند که گروه هدف آنها بی خبر از این نکته هستند که آنها هدف بازاریابی هستند و شاید بتوان گفت یکی از انواع بازاریابی مخفی است.

ادامه مطلب "بازاریابی پارتيزاني یا Guerrilla Marketing" »

5 بهمن 1386







دومین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی

2 و 3 بهمن . سالن همایش های رازی .
برگزارکنندگان:
این کنفرانس نیز دانشگاه علامه طباطبایی و گروه پژوهشی- صنعتی آریان
هیات علمی کنفرانس :
دکتر احمد روستا، استاد دانشگاه شهید بهشتی از پیشکسوتان بازاریابی ایران، دبیری شورای سیاستگذاری
دکتر محمود محمدیان، استاد بازاریابی دانشگاه علامه طباطبایی، دبیر کمیتهء علمی کنفرانس
مهندس علی عیاری، مدیربازاریابی شرکت پاکسان دبیر کمیتهء مدیران
محورهای این کنفرانس عبارتند از :
- بازاریابی استراتژیک و استراتژی‌های بازاریابی
- بازاریابی صنعتی
- بازاریابی خدمات

ادامه مطلب "دومین کنفرانس بین المللی مدیریت بازاریابی" »

2 بهمن 1386

سلام
امروز جاتون خالی سمینار بین المللی بازاریابی بودم که خیلی خوب و کاربردی بود
ان شاالله فردا خبر کاملش رو میزنم
اینم چند تا تبیلغ با حال...
بدون هیچ کلامی ...



25 آبان 1386

در دانشگاه استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود:

1) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن
بازاریابی مستقیم.

2) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ...

ادامه مطلب "انواع بازاریابی" »


لینکهای روزانه

در فید این سايت عضو شوید

نیرو گرفته از:مووبل تایپ فارسی
میزبانی:برنا هاست